محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
39
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
نفرين نوح براى آنكه پيغمبران الهى رسالت خود را به صورت كامل ادا كنند ، خدا به آنان صبر بر شدايد و قدرت استدلال عنايت و دامنه همت آنان را توسعه و اميد آنان را بسط داده است ، تا بدون پروا و با اميد فراوان رسالت خود را به تمام مردم ابلاغ كنند تا ديگر عذرى براى مردم نباشد و بعد از دعوت و انجام رسالت ، حجت تمام شود و براى آنان كه نافرمانى كردهاند ، بهانهاى باقى نماند . نوح كه از جمله پيغمبران اولوالعزم ( صاحب كتاب ) بود ، نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خويش به دعوت پرداخت ، بر شكنجهء آنان صبر كرد ، استهزاء آنان را ناديده گرفت ، اميد و آرزو را در نهاد خود روشن ساخت و به انتظار بيدارى آنان نشست ، شايد به راه راست هدايت گردند ، ولى گذشت روزگار و صبر و انتظار نوح ، بر تكبر و خودخواهى قوم افزود ، و اصرار نوح غير از لجاجت و دورى مردم از او ، سودى نبخشيد . كاخ اميد نوح روبه ويرانى و نقش زيباى آرزوى او هرچه بيشتر به تيرگى گراييد و رشته اميدش سست گشت ، لذا خدا به نوح وحى كرد : « غير از آنان كه به تو گرويدند ، ديگر كسى به تو ايمان نمىآورد ، بنابراين از كفر و عصيان آنها غمگين مباش » « 1 » چون نوح فرمودهء خدا را دريافت كه ديگر كسى به او ايمان نمىآورد و قلبهاى آنان قادر به پذيرش حق نيست و ديگر تسليم حجت و دليل نمىشوند و تصديق ايمان نمىكنند ، صبر نوح به پايان رسيد و گفت : « بار خدايا ! هيچكس از كفار را روى زمين باقى نگذار ، زيرا اگر آنان را امان دهى ، بندگان تو را گمراه مىسازند و غير از نسلى تبهكار و افرادى كه در كفران نعمت غوطهور باشند ، اولادى از آنان بوجود نمىآيد . » « 2 » كشتى نوح خدا خواستهء نوح را براى عذاب قوم برآورده ساخت و به او وحى كرد : « بنا به دستور ، و در حضور ما به ساختن كشتى بپرداز . به شفاعت آنان كه ستم كردهاند با من
--> ( 1 ) . سوره هود ، آيه : 36 « أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ . . . » ( 2 ) . سوره نوح ، آيه : 26 « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً . . . »